کتاب و فیلمهنر و سرگرمی

معرفی رمان ملت عشق نوشته ی الیف شافاک

معرفی رمان ملت عشق

 

کتاب ملت عشق، رمانی به قلم نویسنده ترک الیف شافاک می باشد.در این مبحث به معرفی رمان ملت عشق می پردازیم.

این کتاب توانسته است بیش از ۵۰۰ بار در کشور ترکیه به چاپ برسد.

به جرات می توان گفت، ملت عشق پرفروش ترین کتاب تاریخ ترکیه می باشد.

Elif Shafak متولد سال ۱۹۷۱ در کشور فرانسه می باشد.نخستین اثر وی در سال ۱۹۹۴ منتشر گردید.

تحصیلات الیف در رشته های روابط بین‌الملل، مطالعات زنان و علوم سیاسی می باشد.

این کتاب در ایران نیز طرفداران خاص خود را داشته و حدود ۵۰ بار به چاپ مجدد رسیده است.

معرفی رمان ملت عشق

 

خلاصه ی رمان:

 

ملت عشق، ترکیبی از دو داستان متفاوت می باشد که با زیبایی هر چه تمام تر با هم ترکیب شده اند.

داستان اول مربوط به اللا می باشد که در سال ۲۰۰۸ اتفاق می افتد.

داستان دوم مربوط به شمس و مولانا می باشد که در قرن هفتم به وقوع می پیوندد.

نویسنده به صورت ظریف و زیبا این دو داستان را به صورت موازی به جلو هدایت می کند.

 

معرفی رمان ملت عشق

 

اللا همسر و مادری است که ساکن بوستون آمریکا است.او تمامی عمر خود را صرف خانواده و همسر خود نموده است.

همسر وی دیوید که دندان پزشک ماهری است و دارای زندگی ایده آل از نظر مالی و رفاهی هستند.

به عقیده اللا در زندگی هر فرد، گزینه های مهم تری از عشق و علاقه وجود دارد!

او عادت کرده بود خود را وقف همسر و زندگی خود نماید.

اللا بعد از بیست سال زندگی مشترک احساس می کند دچار سکون و رکود شده است.

 

تمام زندگی اللای بیچاره خلاصه شده بود در راحتی شوهر و بچه‌هایش. نه علمش را داشت و نه تجربه‌اش را تا به تنهایی سرنوشتش را تغییر دهد. هیچ‌گاه نمی‌توانست خطر کند. همیشه محتاط بود. حتی برای عوض کردنِ مارک قهوه‌ای که می‌خورد بایست مدت‌های طولانی فکر می‌کرد. از بس خجالتی و سربزیر و ترسو بود؛ شاید بشود گفت آخر بی‌عرضگی بود.

در میان همه ی خلاء های عاطفی اللا، وی شغلی به عنوان ویراستار کتاب پیدا می کند.

باید رمانی که به او سپرده شده است را بخواند و ویرایش نماید.

رمانی که به وی سپرده می شود، ملت عشق می باشد.

 

روز ی فرا خواهد رسید که عشق گریبان همه را حتی کسانی که از رومانتیک بودن فراری هستند و آن را نوعی گناه می دانند، را فرا می گیرد. این جمله از کتاب ملت عشق اِللا را چون شوکی ناگهانی تکان می دهد.

داستان دوم همان طور که گفته شد مربوط به شمس و مولانا می باشد.

این داستان وارد شدن شمس به زندگی مولانا را روایت می کند.

ملت عشق مابین زندگی اللا و قرن ۷ در جریان است.

شما در این کتاب با چهل قاعده ی عشق شمس آشنا خواهید شد.

در این میان اللا می خواهد با نویسنده ی کتابی که در حال ویرایش هست ارتباط برقرار کند و ….

 

اگر یکی را که دوستش داری از دست بدهی، بخشی از وجودت همراه با او از دست می‌رود. مانند خانه‌ای متروکه اسیر تنهایی‌ای تلخ می‌شود؛ ناقص می‌مانی. خلا محبوبِ از دست رفته را همچون رازی در درونت حفظ می‌کنی. چنان زخمی است که با گذشت زمان، هر قدر هم طولانی، باز تسکین نمی‌یابد. چنان زخمی است که حتی زمانی که خوب شود، باز خون‌چکان است. گمان می‌کنی دیگر هیچ‌گاه نخواهی خندید، سبک نخواهی شد. زندگی‌ات به کورمال‌کورمال رفتن در تاریکی شبیه می‌شود؛ بی‌آن‌که پیش رویت را ببینی، بی‌آن‌که جهت را بدانی، فقط زمان حال را نجات می‌دهی… شمع دلت خاموش شده، در شب ظلمات مانده‌ای.

 

 

 

 

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یازده + 5 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن