free web page hit counter
کتاب و فیلمهنر و سرگرمی

معرفی کتاب سال بلوا

معرفی کتاب سال بلوا

 

معرفی کتاب سال بلوا

همیشه اولین رمانی که از یک نویسنده خوانده ایم ، در انتخاب های بعدی ما بسیار تاثیر گذار بوده اند.

شاید برای کسانی که برای اولین بار کتاب سمفونی مردگان را خوانده اند، عقیده داشته باشند، بهترین رمان عباس معروفی سمفونی باشد.

این حس در تمامی نوشته هایی که برای اولین بار از عباس معروفی می خوانید مشترک است.

اگر سال بلوا را برای اولین بار از این نویسنده بخوانید، حس خواهید کرد بهترین نوشته ی نویسنده می باشد.

قلم نویسنده به قدری گیرا می باشد که گویی با تک تک شخصیتها سال هاست زندگی کرده اید.

تمامی نوشته های او آمیخته با دردی لطیف می باشد!

معرفی کتاب سال بلوا

 

خلاصه ی رمان:

 

کتاب سال بلوا در هفت شب رقم می خورد.

شبهایی که بوسیله ی شخصیت اصلی رمان به نام نوش آفرین و راوی شخص سوم نقل می شود.

داستان حول خاطرات دختری به نام نوش آفرین شکل می گیرد.

نوشا دختر سرهنگ نیلوفری می باشد که به همراه خانواده به سنگسر محلی که داستان اتفاق می افتد، نقل مکان می کند.

داستان ابتدا در ذهن نوش آفرین آغاز می شود و به مرور به گذشته و مرور خاطرات خود بر می گردد.

وقایع رمان در سنگسری روی می دهد که بلوایی به دلیل مقابله ی مردم با یاغی ها و حکومت ایجاد شده است.

سرهنگی که در آرزوی صعود پله های ترقی برای خود و دخترش می باشد.

نوش آفرین بر عکس پدر به دنبال مقام و ملکه گی نیست و دل سپرده ی کوزه گری غریب می گردد.

عشقی ممنوعه و پر هراس!

 

اصلی ترین محور این داستان در خصوص قربانی شدن زن و ستم کاری مرد علیه او می باشد.

زنی که هیچ گاه از خشونت و ظلم در امان نیست.

همیشه باید مراقب اعمال خود باشد چرا که همیشه مقصر اوست!!!!

از یاد برده بودم که دخترم

 و در آن لحظه به این فکر نمی کردم که مردها وقتی با آن سبیل سربالا و چشم های براق زل بزنند به آدم

 از بالا به پایین و از پایین به بالا

چشم های جستجوگری که انگار به زور می خواهد چادر آدم را پس بزند

 سراپای آدم را یکباره ببلعد

آدم از خجالت آب می شود، ذوب می شود، لای دست های یک نفر فشرده می شود و به قدر قطره ای فرو می افتد، چِک.

 

گاهی احساس می‌ کردم دنیا بر اساس عقل و منطق مردانه می‌ گردد که مردها شوهر زن‌ ها بشوند و صورتشان را چروکیده کنند، اگر توانستند بچه به دامنشان بیندازند و اگر نتوانستند اشکشان را در بیاورند. زن موجودی است معلول و بی اراده که همه جرئت و شهامتش را می‌ کشند تا بتوانند برتریشان را به اثبات برسانند. مسابقه مهمی بود و مرد باید برنده می‌ شد…

 

 

به همین سادگی آدم اسیر می شود و هیچ کاری هم نمی شود کرد .

نباید هرگز به زنان و مردان عاشق خندید .

همین جوری دو تا نگاه در هم گره می خورد و آدم دیگر نمی تواند در بدن خودش زندگی کند ، می خواهد پر بکشد …

 

 

 

 

 

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نه + 8 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن