شیوه ی زندگی

سندرم ۳۰ سالگی ناراحت کننده است!

 

با گذر از دوران کودکی؛ نوجوانی و جوانی؛ به مرور زمان، شمع‌های روی کیک نیز کم‌تر می‌شود…

بین افزایش سن و تعداد شمع‌های روی کیک تناقض وجود دارد.

به گفته‌ی متخصصین مغز و اعصاب دلیل این امر این است که افراد بالای ۳۰ سال از رو در رویی با سن واقعی خود فرار می‌کنند. به همین دلیل است که بعد از سن ۳۰ سالگی شما احساس ناامیدی می‌کنید و حتی از نگاه کردن به آینه‌ها نیز پرهیز می‌کنید.

سی سالگی هم بسیار خوب وهم کمی مشکل‌ساز است و این منجر به ایجاد سندرم سی سالگی می‌شود.

متخصصین می گویند: سی سالگی زیباست چرا که دوره‌ی تحصیلی به پایان رسیده است.

معمولاً در این سنین، از لحاظ مادی، بهترین دوران را سپری می‌کنیم و یا انتظارات ما برای دستیابی به روزهای بهتر افزایش می‌یابد.

با این‌حال همیشه این‌گونه نیست. هر یک از ما انتظار موفقیت‌های بیشتری را از خودمان داریم. والدین ما که سال‌ها تمام احتیاجات ما را فراهم کرده اند؛ دیگر از ما انتظار دارند که ما نیز باعث افتخار آن‌ها بشویم.

با افزایش این انتظارات شروع به انتقاد از خود خواهیم کرد.

 

ما به کدام‌یک از اهدافمان رسیده‌ایم؟!

انتخاباتمان تا چه اندازه درست بوده است؟!

چقدر از این انتخابات خود خشنود بوده‌ایم؟!

سندرم 30 سالگی ناراحت کننده است!
سندرم ۳۰ سالگی

۳۰ سالگی بلکه‌ها و شایدها را با خود به همراه می‌آورد!

 

آیا می‌توانستم در حرفه‌ا‌ی دیگر موفق شوم؟

آیا من کفایتی برای ثروتمند شدن را دارم؟

اگر با این شخص ازدواج نمی‌کردم زندگی‌ام چگونه بود؟

آیا من بسیار خونسرد هستم و یا مسائل را بیش از دیگران جدی می‌گیرم؟

لیست سوالات به همین ترتیب ادامه می‌یابد…

مهم نیست چه انتخاباتی را در زندگی خود کرده‌اید، شما باز هم این حس نارضایتی از زندگی خود را تجربه خواهید کرد.

کار، روابط و حتی خانواده، شما را نا امید کرده‌اند. اگر شما قادر باشید تا بر این حس خود غلبه کنید و دیگران را مقصر ندانید؛ این‌بار شروع به خودخوری و انتقاد از خود خواهید کرد.

کل این احساسات و ناامیدی‌ها شما را مجبور به رودررویی با خودتان خواهد کرد.

 

مسئولیت‌ها می توانند خسته کننده باشند!

 

در این سنین، علاوه بر حس ناکفایتی، افزایش مسئولیت‌ها نیز می‌توانند شما را به سمت افسردگی سوق بدهند. به عنوان مثال فرض کنید شما صاحب یک فرزند شده‌اید و همچنان مجبور هستید که سر کار بروید.

و یا مراقبت از والدین در بستر بیماری و یا از دست دادن آن‌ها می‌تواند غم بزرگی بر شما تحمیل کند.

در این دوران فرد خود را در بین مشغله‌های زندگی درگیر می‌بیند.

اگرصاحب کارکنان یا دوستانی که از شما پشتیبانی می کنند نباشید، زندگی برای شما دشوارتر خواهد شد.

 

آیا سی سالگی برابر با از دست دادن قطار زندگی می‌باشد؟!

 

احساس ناکفایتی در زندگی، ترس از شکست، افسردگی ناشی از ازدواج ناموفق و یا طلاق، داخل پک سی سالگی ما هستند که باعث ناامیدی می‌شوند.

از طرفی برای مجردها نیز، این که زمان را از دست داده‌ام و دیگر دیر شده است استرس‌زا خواهد بود!

قرارهای دوستی و فعالیت‌های اجتماعی در این سنین افزایش می‌یابد.

نگرانی در مورد ظاهر و تغییرات هورمونی نیز جزء موضوعاتی است که باعث نگرانی در این سنین می‌شوند.

 

زندگی خود را به کلکسیون درد تبدیل نکنید!

 

در این سن ما بیش‌تر از کم بودن زمان شکایت می کنیم. خیال می‌کنیم که تاکنون باید به تمام اهداف زندگی خود دست یافته بودیم.

اگر به اکثر اهدافمان دست یافته‌ایم، این بار کسانی که از ما کمک می خواهند ما را تحت فشار قرار خواهند داد.

به طور کلی انتظارات اطرافیان از ما بیش‌تر می‌شود.

 

پذیرش واقعیت‌ها!

 

شما باید یاد بگیرید که اول خود را دوست داشته باشید. این باعث می شود که شما محیط زندگی خود و اطرافیان را نیز دوست داشته باشید.

هنگامی که در آینه نگاه می‌کنید، به شخصی که می‌بینید احترام بگذارید. هرگز احترام به خود را از دست ندهید.

بر روی خود سرمایه گذاری کنید. به یاد داشته باشید که شما در حال حاضر در کارآمدترین دوره‌ی زندگی خود هستید.

سرگرمی های جدیدی برای خود ایجاد کنید. علایق خود را به تاخیر نیاندازید.

ورزش را شروع کنید. ورزش نه تنها بر سلامت جسمی شما تاثیر می‌گذارد، بلکه بر رشد روحی شما نیز تاثیرگذار است.

در یک محیط اجتماعی جدید شرکت کنید. به یاد داشته باشید، برای گذراندن این دوران سخت بودن با دوستان بسیار تاثیرگذار است.

 

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

10 − 5 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن