کتاب و فیلمهنر و سرگرمی

معرفی و خلاصه کتاب شماره ۳! عشق سال های وبا

اطلاعات عمومی در مورد کتاب و نویسنده:

 

عشق سال‌های وبا نام یکی دیگر از رمان‌های گابریل گارسیا مارکز می‌باشد.

عشق سال‌های وبا توانسته است قصه‌‌ی یک عشق نافرجام را با قلم زیبای گابریل گارسیا مارکز خلق نماید.

موضوع این کتاب حول عشق فلورنتینو به فرمینا داثا می‌باشد.

مهارت مارکز این داستان عشق را تبدیل به یک افسانه‌ی عشق می‌کند.

در سال ۲۰۰۸ داستان این رمان بر روی پرده سینما رفت.

معرفی و خلاصه کتاب شماره 3 - عشق سال های وبا

خلاصه ی رمان:

 

فلورنتینو جوانی است از خانواده‌ای نه چندان مرفه!

او پسر نامشروع صاحب کشتیرانی است که به همراه مادرش که صاحب مغازه خرازی می‌باشد زندگی می‌کند.

فرمینا داثا نیز مادر خود را در کودکی از دست داده است.

او به همراه پدر و عمه‌ی خود به شهر بندری؛ محل زندگی فلورنتینو  نقل مکان می‌کند.

در این میان فلورنتینو در تلگراف‌خانه شهر مشغول به کار است.

یک روز وقتی برای رساندن تلگراف به خانه‌ی داثا می‌رود عاشق و شیدای او می‌گردد.

بالاخره یک‌روز فلورنتینو عشق خود را به فرمینا ابراز می‌کند و عشق میان این دو جوانه می‌زند.

زمانی‌که پدر از عشق دختر خود آگاه می‌شود، تصمیم می‌گیرد تا او را از شهر دور کند.

پدر فرمینا جزو مردان ثروتمند شهر محسوب می‌شد ولی جزو خاندان اشرافی نبود. به‌همین دلیل مشتاق است تا تک دختر او عروس یک خانواده‌‌ی اشرافی شود.

به‌همین دلیل وی به مدت دو سال دختر خود را از آن شهر دور نگه می‌دارد.

این دوری آتش عشق میان فلورنتینو و فرمینا را شعله‌ورتر می‌کند.

در نهایت فرمینا تصمیم می‌گیرد تا دوباره به شهر باز ‌گردد. ولی پس از رویارویی دوباره با فلورنتینو حس می‌کند چیزی از آن عشق باقی نمانده است.

فرمینا به فلورنتینو می‌گوید که نمی‌تواند با او ازدواج کند.

رابطه‌ی آن‌ها به پایان می‌یابد اما یک انتظار بی‌پایان برای فلورنتینو آغاز می‌شود.

 

ورود دکتر خوونال اوربینو به داستان باعث ایجاد یک مثلث عشق می‌شود.

او جوانی از خانواده‌ی اشرافی است که بسیار محترم و شناخته شده می‌باشد.

فرمینا زمانی با این دکتر جوان آشنا شد که گرفتار بیماری وبا شده بود.

دکتر خوونال اوربینو شدیداً تحت تاثیر فرمینا قرار گرفته بود. وی بعد از تلاش فراوان فرمینا را برای ازدواج قانع می‌کند.

بعد از گذشت سالها دکتر خوونال اوربینو فوت می‌کند.

معرفی و خلاصه کتاب شماره 3 - عشق سال های وبا

در طول این مدت نیز فلورنتینو همیشه فرمینا را دوست می‌داشت.

این عشق نافرجام پنجاه و سه سال و هفت ماه و یازده روز بعد نیز در وجود او بیدار بود…

با وجود روابط بسیاری که فلورنتینو با زنان دیگری داشت اما با هیچ‌کس ازدواج نکرد.

فلورنتینو زمانی‌که خبر مرگ همسر فرمینا را می‌شنود به خانه‌ی او می‌رود و به او می‌گوید که با گذشت سال‌ها هنوز دوستش دارد.

فرمینا از این رفتار فلورنتینو بسیار عصبانی شده و او را از خانه بیرون می‌اندازد ولی فلورنتینو نا امید نمی‌شود و ….

معرفی و خلاصه کتاب شماره 3 - عشق سال های وبا

 

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پنج × 1 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن